یاد پدر

آخر هم ازعشق به دلدار ,نگفتی رفتی
ازغصه ی مجنون گرفتار ,نگفتی رفتی
از عشق صنم خواجه نفهمید کلامی
از شورِ غریبِ دل افگار,نگفتی رفتی
در آتش هجران کرم ، سوخته مریم
ازجور رقیبِ خوار وبی عار, نگفتی رفتی
از پرسش سائلی که حیرا ن شد ،عطار
از نغمه ی سی مرغ خوش افکار ,نگفتی رفتی
شمس آمد و شعله زد به جان رومی
از رازِ ایازِ در دلِ غار ,نگفتی رفتی
بارسفرِ آخرتِ خویش چو بستی
از قصه ی هنگامه ی دیدار, نگفتی رفتی.........محمد ایثاری نیا 18/04/88
ویرایش شده توسط استاد اقتداری در تاریخ   22/08/93
/ 0 نظر / 24 بازدید